محمد خزائلى
159
شرح بوستان ( فارسى )
باب دوم در احسان اگر هوشمندى ، به معنى گراى * كه معنى بماند نه صورت بجاى كرا دانش و جود و تقوى نبود ، * به صورت درش هيچ معنى نبود كسى خسبد آسوده در زير گل ، * كه خسبند ازو مردم آسودهدل غم ( 1 ) خويش در زندگى خور ، كه خويش ، * به مرده نپردازد از حرص خويش نخواهى كه باشى پراكندهدل ، * پراكندگان را ز خاطر مهل ( 2 ) زر و ( 3 ) نعمت اكنون بده ، كان تست * كه بعد از تو بيرون ز فرمان تست تو با خود ببر توشهء خويشتن * كه شفقت نيايد ز فرزند و زن ( 4 ) كسى گوى دولت ز دنيا برد ، * كه با خود نصيبى به عقبى برد